با عرض سلام خدمت مدیران این سایت مفید می خواستم خاطره ای از خودم درباره متعه رو ذکر کنم و اگه صلاح دونستن توی سایت درج بشه خاطره ای که می خوام بگم مربوط به 7 سال پیشه سال78 بود و من به عنوان یک جوان متدین سالها با غریزه جنسی خودم مبارزه می کردم و تا حدودی با این نیاز طبیعی کنار اومده بودم چه در محیط دانشگاه و چه در محیط های دیگه دختران و زنانی رو می دیدم ولی سعی می کردم با تمایل خودم مبارزه کنم چرا که احکام الهی رو دقیقا نمی دونستم و مثل خیلی بچه متدین ها فکر می کردم تنها راه برای من مبارزه با نیاز جنسیه تا ازدواج دائم!که اونم مال 30سالگی و بعد از بدست آوردن خونه و کار و پول و...خواهد بود خلاصه سرتون رو درد نیارم یکبار با یه روحانی باسواد داشتم صحبت می کردم و صحبت رسید به بحث متعه...من گفتم که اینکار ممکن نیست چرا که جامعه نمی پذیره ایشون گفت مهم نیست...اگه تو به گناه بیفتی و بری جهنم آیا این جامعه میاد جواب گناه تو رو بده؟معلومه که نه!خلاصه خیلی صحبت کردم و اون منو مجاب کرد اما یه مساله مونده بود اونم اینکه اگه طرف مقابل دختر باشه و پدرش راضی نباشه باید چکار کرد؟ایشون گفت بسیاری از فقها براساس روایات معتقدند اگه دختر سن و سالی ازش گذشته باشه(بچه نباشه)و درک صحیحی از مصالح خودش داشته باشه(که گول نخوره و...) این اجازه پدر لازم نداره من گفتم چرا پس توی رساله هاشون می نویسن بنابر احتیاط واجب اجازه پدر لازمه؟ایشون گفت خیلی از فقها توی کتابای تخصصی عربی شون گفتن که اجازه لازم نیست ولی توی برخوردهای با جامعه برای اینکه جلوی سوءاستفاده رو بگیرن اون رو جور دیگه میگن گفتم نمونه بگو ایشون گفت مثلا آیت الله العظمی گلپایگانی توی کتاب عروه رسما فرموده که اجازه پدر لازم نیست ولی توی رساله نوشتن احتیاط!آیت الله العظمی بهجت توی رساله جامع المسائل شون نوشتن اذن پدر لازم نیست ولی اگه توی رساله معمولی شون ببینید یا از دفترشون بپرسید صریحا نمیگن و احتیاط واجب میگن!آیت الله العظمی فاضل لنکرانی و آیت الله العظمی مکارم شیرازی هم همینطور(حاشیه عروه شون و مطلب درسشون با مطلب رساله فرق داره)حتی آیت الله العظمی نوری همدانی هم که توی رساله شون صریحا نوشتن اذن پدر لازم نیست اگه برید از دفترشون بپرسید ممکنه جور دیگه بگن اینا همه برای جلوگیری از یه مسائلیه وگرنه حکم خدا این نیست خود اون بزرگواران هم میدونن... خلاصه من مجاب شدم همین ایام بود که یه روز توی خونه نشسته بودم که یه دختر تماس گرفت و ظاهرا اشتباه گرفته بود من که دیدم اون اشتباه رو فهمیده منتظر شدم ببینم چه عکس العملی نشون میده و آیا گوشی رو قطع می کنه یا نه ولی دیدم اون گوشی رو قطع نکرد مثل اینکه از من خوشش اومده بود من هم تا حدودی متقابلا!خلاصه یه کم حرف زدیم(خیلی معمولی و محترمانه)و بعد اون گفت که دوست داره با من دوست بشه من هم گفتم باشه ولی فقط به طریق شرعی اونم گفت باشه برای همین براش توضیح دادم که موضوع چیه و مدت دقیق و مهر و همه شرایط رو با هم تعیین کردیم و توافق...و من به اون گفتم که من فعلا بلد نیستم متعه رو بخونم و تو اجازه بده که یه آقای روحانی برامون بخونه اونم قبول کرد بلافاصله تماس گرفتم و به حاج آقا گفتم ایشون هم برامون خوند(به مدت دو ماه و با مهریه 500تومان)و ما توی این دوماه بارها با هم تماس داشتیم و حرفای تحریک کننده که توی حالت غیر متعه برامون حروم بود رو با خیال راحت به هم می زدیم با اینکه چندبار هم قرار با هم گذاشتیم ولی رابطه مون در همین حد دوستی بود و کار خاصی با هم نکردیم این متعه برای من خیلی تاثیر داشت من که یه پسرسر بزیر بودم و تابحال با دختری رابطه نداشتم با این کار هم لذت حلال بردم و هم تجربه ام زیاد شد و اون هم که یه دختر معمولی بود با آشنایی با من تحت تاثیر عقاید من قرار گرفت و کم کم تبدیل شد به یه دختر مسلمان متدین که خیلی مقید به حجاب و امور دینی شده بود بعد از مدتی برای اون خواستگار اومد و من هم برای اینکه مانعی نباشه بقیه مدت رو به اون بخشیدم و اون ازدواج کرد(چون نزدیکی نکرده بودم عده هم نداشت)بعد از مدتی من هم ازدواج کردم و الان از همسرم راضی هستم الحمدلله جالب اینجاست که همسرم با اینکه مثل من دوران مجردی رو با تقوا گذرونده بود و متعه هم نکرده بود ولی از طرفداران متعه است و من الان با هماهنگی اون متعه می کنم همسرم می دونه که هیچگاه یک متعه موقت که مثل یه دوستیه و مدت داره نمی تونه جای دائمی اون رو توی قلب من اشغال کنه بنابراین هیچ مانعی برای من ایجاد نمی کنه و اطمینان داره که من حساب دوستی موقت و همسری دائم رو از هم جدا می دونم اولی فقط برای لذت و دومی برای ایجاد یک کانون دائمی با تلخ و شیرین های زندگی و......
....ارادتمند:صادق antiomar@yahoo.com
|