خاطرات شما از ازدواج موقت - خاطره از سمیه جان (اون وایساد جلو و من کمی عقب تر)
خاطره از سمیه جان (اون وایساد جلو و من کمی عقب تر)

 

سلام بر همه مخصوصا همشهریای خودم

من سمیه هستم 19 ساله  از شهر مقدس و مذهبی امام رضا (ع) ( مشهد )

و تشکر میکنم از وبلاگهای خوبتون که نیاز جامعه اسلامیه . و خیلی برای من جالبه که یک پسر 18 ساله این همه وبلاگ را مدیریت می کنه !

به هرحال هرکی مدیریت میکنه ، خوب مدیریتی داره .

من وقتی وارد وبلاگ جستجوی شوهر مطلوب شدم اعتماد کردن برام خیلی سخت بود .برا همین به برادرم گفتم که این وبلاگ را بررسی کنه . البته اون قبلا میدونست که من متعه میکنم . برا همین براش جا افتاده بود . ولی به جای اینکه فقط برسی کنه خودش هم عضو وبلاگ شد و با یک دختری از محله خودمان متعه کرد بعدش بمن گفت برسی کردم و خوبه . رابط شو با دختره قطع نکرد و اونو برای مدت دوسال متعه کرد و هنوز هم مدتش تموم نشده . اما از متعه خودم براتون نگفتم که میگم . البته قبلش میخواستم ازتون تشکر کنم که کاراتون واقعا مخفیانه است و انتقاد میکنم از سرعت کارتون و تفاوت بین دختر ها و پسرا . برادر من یک هفته منتظر موند و متعه کرد اما نوبت ما که شد 12 روز صبر کردیم ( شاید هم به نیت 12 معصوم بود ) بعد شما زنگ زدید . این یک . دو اینکه شما باید یکاری کنید که یک دختر ایرانی و مذهبی مثل من اگر برادر نداشت باز راهی براش باشه که بتونه اعتماد کنه ؟

خوب اینم قضیه ی بهترین متعه من .

وقتی منو با علیرضا آشنا کردید بعد از اینکه صیغه را خوندیم و شما ما را رها کردید من یک شوهر جدید داشتم که چهرمین شوهر من بود .قبلش بهم گفت که من برای مهریه فقط یه هزار تومنی دارم قبوله ؟ نمیدونست که شما قبلا ایناطلاعاتو بمن داده بودبد . من چند تا از اطلاعات دیگشو بهش گفتم که توش موند ولی اون چیز زیادی از من نمیدونست . توقع نداشت از من ولی من با اون مهریه کمش مدت سه ماه را قبول کردم . از من یه چیزی خواست که شوهرای قبلیم هیچ وقت ازم نخواسته بودن برای همین این متعه خیلی بهم چسبید . ازم خواست که قبل از چیزی با هم نماز جماعت دو رکتی بخونیم چون یه سنته . وضو گرفتیم اون وایساد جلو و من کمی عقب تر هیچ وقت اینقدر به امام جماعت نزدیک نبودم . وقتی نماز تموم شد با هم دیگه دعای فرج امام زمان (ع) را زمزمه کردیم و بعدشو که دیگه نمیتونم اینجا بگم . ولی اینو میگم که خیلی به احکام اسلامی در مورد زناشویی وارد بود با این که اون دفه اولش بود که متعه میکرد ولی از من بیشتر وارد بود . برای همین هم من 1 ماه دیگه مدتو اضافه کردم تا بیشتر باهم باشیم . خیلی دوست دارم با یه آدم مذهبی مثل اون ازدواج دایم کنم . البته فکرنکنم اونم ازم بدش بیاد چون رفتارش اینو به من میگه !

از اینکه سرتونو درد اودم منو ببخشید از همه دخترا و پسرای ایرانی و شیعه میخوام که حتما قبل از ازدواج دائم . متعه را تجربه کنند . چون یک فرصتیه که حداقل برا ما دخترا شاید دیگه پیش نیاد .

خدانگهدار همگی

 

حمید توکلی : نماز مستحب را نمی توان به صورت جماعت خواند ، البته استثناء هم دارد ، مثل نماز باران ...