خاطرات شما از ازدواج موقت - خاطره از رقیه جان ( نوکر بقیه الله)
خاطره از رقیه جان ( نوکر بقیه الله)

بسم رب العشق .سلام . یه عمر تو این جامعه زندگی کردیم و فکر کردیم همه چی رو در مورد اسلام میدونیم . همیشه فکر می کردم که همه هم وطنام مسلمونن . حداقل اونایی مسجد برو هستن و به مردم کمک می کنن مسلمونن . ولی نه. انگار توی این دوره آخر زمون بیش از جستجوی اسلام توی رفتار مردم باید اسلام رو از لا به لای آیات قرآن و روایات فهمید. از بچگی زیبایی اسلام رو هر جایی که وجود داشت دیدم و این سوال همیشه برام پیش میومد که چرا ما مسلمونا با این دین تکمیلمون باید تو خیلی چیزها عقب باشیم و زندگی مون خالی از عشق و محبت باشه چه هر جا بین ما تکنولوژی اومد دین و ایمون ومهر و محبتمون رو است دست دادیم .

این مقدمه رو گفتم تا بهتون بگم من بعد از اولین تجربه شیرین ازدواج موقت تازه جواب خیلی از سوال هامو گرفتم.

 آره اون روزی که حمید جان زنگ زد به موبایلم و قرار مدار ازدواج موقت من رو با یکی از پسرای محلمون گذاشت بعد از رفتن سر قرار و چشیدن طعم شیرین لذت جنسی حلال .( لذتی که خدا اونو برای بندگانش آفرید تا پس از استفاده صحیح از اون یکی از زیباییهای پروردگارشونو حس کنن و به یه معرفتی برسن . شاید که این معرفت زمینه یه عشق الهی باشه .) تازه فهمیدم که هر چی میکشیم از بدعت هایی است که تو اسلام گذاشتیمه .

 آره بدعت تحریم ازدواج موقت ( مثلا عمر ازدواج موقت رو تحریم کرد . اونوقت ما که ادعای شیعه علی و حسین بودن رو میکنیم بیشتر از سنی ها توی بدعت عمر رو یاری دادیم.)

نمیدونم بعد از ازدواج موقت چی شد ولی تازه به یه معرفتی رسیدم که جز با ازدواج موقت امکان نداشت بهش برسم.حتی با ازدواج دائم هم نمی تونستم این چیز هارو بفهمم

بعد از اینکه لذت جنسی حلال رو از شوهر موقتم بردم. ( خوب معمولا همه خسته میشن ولی انگار من روح تازه ای گرفته بودم با این که اون خسته بود ولی پیشنهاد قدم زدن توی پارک محلمونو پذیرفت . میدونستم میدونستم میدونستم که مردم ممکنه پشت سرمون حرف بزنن و فکر کنن که ما فقط با هم دوستیم ( نه زن و شوهر موقت ) ولی میخواستم با این فکر ها مبارزه کنم و برای اولین بار به عنوان یه شیعه ازدواج موقت رو جار بزنم من که تو صحرای کربلا نبودم اگر هم بودم میدونم که قبل از اینکه امام حسین چشماشو ببنده من میدونو خالی میکردم ولی میخوام بهتون بگم خیلی حال داد که برای اولین بار با انجام ازدواج موقت و تبلیغ اون بین مردم دست یاری به سلاسه پاک محمد (ص) دادم خیلی حال وقتی احساس کردم که دارم برای رضای خدا امر بقیه الله رو اجرا می کنم خیلی حال داد وقتی احساس کردم یه منتظرم ( خدا ازمون قبول کنه ان شا الله )

حمید جان نمیدونم برای چی یا برای کی داری کار انجام میدی ولی نوکر هرکی هستی ( که ان شا الله نوکر بقیه الله باشی ) برات آرزوی توفیق و سر بلندی دارم.

ببخشید که سرتونو درد اوردم کوچیک شما : رقیه آزادمنش